خواجه نصير الدين الطوسي ( مترجم : شاهرودى )
95
جواهر الفرائض در ارث با ترجمه فارسى ( فارسى ) قسمت 2
[ وارث گمشده ] اگر برخى از وارثان غايب بوده و خبرى از آنها در دست نباشد ، تا آن گاه كه مرگش ثابت شود يا زمانى بگذرد كه عادتاً مثل چنان شخصى تا آن زمان زنده نمىماند ، سهم ارث وى تقسيم نمىشود . برخى اصحاب گفتهاند : اگر چهار سال بگذرد و خبرى از وى نرسد ، سهمش ميان ديگر وارثان تقسيم مىشود « 1 » .
--> روايت شده است : « إنّ رسولاللّه ( ص ) أطعم الجدّة السدس » » . [ در مورد حبوه چند مطلب قابل ذكر است : اوّلاً : حبوه علاوه بر ضمّ حاء به فتح و كسر آن نيز ثبت شده است . ثانياً : فتواى محقق طوسى در متن كه قيد « من قِبَل الأب » آورده ، خلاف مشهور است . به نظر ايشان و برخى ديگر استحبابِ اطعام به پدربزرگ و مادربزرگ اختصاص به پدر ميت دارد ، ولى به نظر مشهور اين استحباب براى مادر ميت نيز وجود دارد . ر . ك : جواهر ، ج 39 ، ص 143 . ثالثاً : از لفظ « طُعمه » استفاده مىشود كه در استحباب اطعام يك ششم شرط است كه سهم مُطعم از يك ششم بيشتر باشد ؛ ليكن در اينكه مقدار زايد چقدر بايد باشد اختلاف است ؛ برخى گفتهاند مطلق زيادت نصيب مطعم بر يك ششم در اطعام يك ششم معتبر است ، هر چند زيادت به قدر يك ششم نباشد . برخى اين قول را به مشهور نسبت دادهاند . برخى ديگر گفتهاند : شرط است كه زيادت به اندازهء يك ششم يا بيشتر باشد . برخى بر اين ديدگاه ادعاى اشهريّت كردهاند . حال از عبارت خواجه : « إذا كان سهمه الأوفر » استفاده مىشود كه ايشان قائل به ديدگاه نخست است و مطلق زيادت را معتبر مىداند . ثمرهء دو ديدگاه بالا در اجتماع پدر و مادر با يك دختر يا اجتماع يكى از آن دو با دو دختر آشكار مىشود ، كه در اين صورت مقدار زيادى نصيب يكى از پدر و مادر كمتر از يك ششم اصل مال است . لذا بنابر قول نخست اطعام مستحب است ، ولى بنابر قول دوم مستحب نيست . ر . ك : جواهر ، ج 39 ، ص 142 - 146 ؛ شرح لمعه ، ج 8 ، ص 122 - 124 . مترجم ] ( 1 ) . شهيد ثانى در مسالك ، ج 13 ، ص 57 مىگويد : « اصحاب در حكم ارث مفقود [ شخص غايبى كه خبرى از او در دست نيست ] اختلاف كردهاند . مشهور بر اين باورند كه بايد تا زمانى كه عادتاً مثل چنان شخصى زنده نمىماند ، صبر كرد [ و سهم ارث وى را كنار گذاشت ] » . صاحب مفتاح الكرامه در ج 8 ، ص 92 مىگويد : ظاهراً سه قول وجود دارد : نخست : ديدگاه مصنف [ / علامه در قواعد ] كه مختار مبسوط و خلاف و وسيله و سراير و شرايع و